غزل ۴

دل می‌رود ز دستم صاحب‌دلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی‌شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

باشد که بازبینم دیدار آشنا را

منبع: قزوینی-غنی

  • دل
  • راز